یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١ - آزادی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٧١
از یک صفت خاص و استعداد خاص انتزاع میشود [١]؟ دیگر اینکه چرا آزادی لازم الاحترام است؟
تثلیث اقسام بالا با این که «میان عدم و وجود درواقع فاصله نیست» منافات ندارد.
٢. آیا آزادی از مختصات انسان است؟ چرا انسان فقط، از این موهبت خود را بهره مند میداند؟ آیا حیوانها مثل این مرغها و آهوها و گوسفندها نمیتوانند ادعا کنند که ما هم آزادیم؟ آیا اگر مثل اخوان الصفا انسان و حیوان را با هم به محاکمه دعوت کنیم انسان جوابی دارد؟.
٣. میگویند آزادی حق است، حق غیرقابل سلب، دیگری نمیتواند به هیچ وجه آن را سلب کند (البته عملًا میتواند، یعنی حق سلب کردن ندارد و [حق] انتقال دادن به خود را و یا معدوم کردن وغیرقابل استفاده کردن آن را ندارد)، خود شخص نیز نمیتواند آزادی خود را بفروشد یا ببخشد [٢]، خواه آزادی در مقابل مملوکیت را به اینکه خود را برده کند و خواه آزادی اجتماعی را به اینکه مثلًا به اختیار خود حق حاکمیت را از خود سلب کند. دلیل این مطلب چیست؟.
٤. میگویند آزادی را هیچ چیز نمیتواند محدود کند مگر آزادی دیگران، یعنی آزادی در همه چیز برای انسان هست و هیچ حدی ندارد مگر آنکه به آزادی دیگران لطمه وارد آید.
لازمه این سخن این است که حتی مصالح خود فرد و مصالح اجتماع نیز نمیتواند آزادی افراد را تحدید کند.
این مطلب در اخلاق جنسی و آزادی معاشرت مرد و زن جاری
[١]. و آیا آزادی از مفاهیم حقیقی است و به اصطلاح از حقایق است که جزء مسائل نظری است و از مسائلی است که درباره آنها مفهوم «است» صادق است، یا از مفاهیمی است که درباره آنها مفهوم «باید» صادق است یعنی از مفاهیم عملی و جزو حکمت عملی است؟ حق این است که آزادی از مفاهیم عملی است ولی منشأ انتزاع آن حقیقتی نظری و آن استعداد طبیعی است.[٢]. اما میتواند معاوضه کند، زیرا میتواند به واسطه آزادی دیگران از آن صرف نظر کند.