یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٤ - یادداشت ایدئولوژی اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٤٥٤
ایدئولوژی، نه حکوت منافع شخصی.
١٩. ص ١٤٢ و ١٤٤: اصل عدالت و مساوات و اصل مشورت.
٢٠. سخن در این است که اسلام میتواند مانند سایر مکتبها یک ایدئولوژی یعنی یک نظام فکری عملی و یک طرح اساسی برای هدایت و رهبری اجتماع داشته باشد که آن طرح، هم عملی و هم نتیجه بخش باشد و از سایر طرحها بهتر باشد.
اولین شرط ایدئولوژی این است که مبانی فلسفی و ایمانی آن چیست؟ مبنای فلسفی آن از جهت اینکه تا جهان بینی مشخص نباشد ممکن نیست، مبنای ایمانی آن به خاطر لزوم عشق و فداکاری و حرارت. هر دو در اسلام هست.
٢١. از قدیم دانشمندان اندیشهها و افکار بشر را به دو قسم تقسیم کردهاند: نظری و عملی.
٢٢. انسان کم و بیش از نظر اندیشههای عملی دارای یک نظم فکری خاص است، اندیشه هایش مانند یک درخت است دارای ریشه و تنه و شاخه و برگ. انسان منظومه فکری دارد، محور فکری دارد، دستگاه است، مکانیسم مخصوص دارد. اگر انسان را از نظر روحی کالبدشکافی روحی کنند خواهند دید که بعضی حکم مرکز و قلب را دارد و بعضی دیگر حکم تابع [١] ٢٣. ایدئولوژی به طورکلی یک نظم فکری عملی است ولی نه هر نظمی، نظمی که براساس هدفهایی مافوق منافع فردی باشد. مسأله احزاب امروز.
٢٤. ایدئولوژی بیش از هر چیزی نیازمند به یک ایمان است که هدفهای مافوق سود شخص را هدف قرار دهد، و به قول دکتر شریعتی [٢] جامعه و تمدن را ایدئولوژی پی میریزد نه علم و فلسفه. علم و فلسفه
[١]. البته به این شکل که انسان تربیت نشده و تکامل نیافته چندشخصیتی است و صدکانونی است و هرچه تکامل مییابد (مانند حکومتها در طول تاریخ) به سوی وحدت میگراید تا جایی که یک کانونی میشود.[٢]. و به قول بازرگان اصل توحید خود به معنی حکومت عقیده و ایدئولوژی است.