یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٠ - انسان مدنی بالطبع است
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٣٧٠
میشود. از این رو افراد بشر که مانند سایر موجودات به اصطلاح «کائنه» به علل عَرْضی نیازمندند، از جمله علل عرضی خود انسانهای دیگر میباشند. اما حیوانات در میان علل عرضی به افراد خودشان نیازمند نیستند، آنها به تجمع و استفاده از یکدیگر نیازمند نیستند و انسان نیازمند است به تجمع و استفاده از دیگران، هم در ناحیه علم و هم در ناحیه عمل یعنی تمایلات خُلقی و اکتسابی. در ورقههای «اخلاق اسلامی» و هم در دفتر «قرائت» سالمندان در سرّ «بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق» در همین زمینه بحث کردهایم. ضمناً ملاک مدنی بالطبع بودن انسان که به دست آید، ملاک نیازمندی به هدایت وحی و تربیت پیغمبران نیز به دست میآید.
رجوع شود به ورقههای «یادداشتهایی درباره زن»، نمره ٥، متن و حاشیه. در آنجا از راه اینکه انسان، هم احتیاج دارد که دوست داشته باشد و هم احتیاج دارد که او را دوست بدارند، این مدعا اثبات شده است.
رجوع شود به ورقههای «عدالت اجتماعی» بحث اینکه آیا زندگی انسان تعاونی و اجتماعی است نه انفرادی و تنازعی، اما زندگی حیوانها تنازعی است و لازمهاش این است که ضعیف از میان برود و قوی بماند؛ ریشه جنایات و کشمکشها اصل تنازع بقاست و ریشه تنازع بقا در انسانها مالکیت فردی است، پس برای وصول به واقعیت زندگی تعاونی یعنی اجتماعی باید ریشه تنازع بقا را که مالکیت فردی است از بین برد؟! یا اینطور نیست؛ نه تنازع بقا لازمه مالکیت فردی است و نه مالکیت فردی یگانه زمینه تنازع بقاست (زیرا منافع انسان منحصر به امور اقتصادی نیست. خود سوسیالیستها و کمونیستها بر سر مقام و پست همیشه رقابت و تنازع دارند) و نه مالکیت اشتراکی تعاون واقعی است؛ تعاون واقعی عاطفی است نه اجباری.