یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٦ - یادداشت قرآن و انسان
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٣٤٦
إنّی جاعِلٌ فِی الْأرْضِ خَلیفَةً قالوا أتَجْعَلُ فیها ... (البقره ٣٠) وَ هُوَ الَّذی جَعَلَکمْ خَلائِفَ الْأرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَکمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیبْلُوَکمْ فی ما اتیکمْ (الانعام ١٦٥).
انسان، امانتدار شخصیت آزادی است که.
به ضرر خود آن را پذیرفته است:
٣. اینکه انسان، امانتدار یک شخصیت آزادی است که به ضرر خود آن را پذیرفته است. إنّا عَرَضْنَا الْأمانَةَ عَلَی السَّمواتِ وَ الْأرْضِ وَالْجِبالِ فَأبَینَ أنْ یحْمِلْنَها وَ أشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْانْسانُ إنَّهُ کانَ ظَلوماً جَهولًا (الاحزاب، ٧٢).».
خود حقیقی انسان:
ایضاً در ص ٢٠٤ میگوید:
«مثالیگری اروپا هرگز به صورت عامل زندهای در حیات آن درنیامده و نتیجه آن پیدایش «من» سرگردانی است که در میان دموکراسیهایی ناسازگار با یکدیگر به جستجوی خود میپردازد که کار منحصر آنها بهره کشی از درویشان به سود توانگران است.».
١٢. عطف به نمره ٩، میتوان گفت که قرآن کتاب تربیت و ایمان و عمل است، یک فلسفه نظری نیست که فقط علاقه به بحث و نظر و چشم انداز داشته باشد، هر چشم اندازی را که ارائه میدهد برای عمل و گام برداشتن است. قرآن از «نَفَخْتُ فیهِ مِنْ روحی»، «ثُمَّ أنْشَأْناهُ خَلْقا اخَرَ فَتَبارَک اللَّهُ أحْسَنُ الْخالِقینَ» و امثال اینها دم میزند نه فقط برای اینکه مجهولی را معلوم کرده باشد بلکه برای اینکه انسان «خود» واقعی و پنهانی که باید در جستجوی او و کشف او باشد پیدا کند و با پیداکردن او است که بال و پرش باز میشود، تا سرحد «یا أیهَا الْانْسانُ إنَّک کادِحٌ الی رَبِّک کدْحاً فَمُلاقیهِ» سفر میکند؛ و مخصوصاً با شناختن و پی بردن به چنین خودی است که عزت و کرامت [١] و تعالی خود را مییابد و با
[١]. در تربیت و اخلاق مهمترین اصل برای یک فرد این است که برای خود اعتبار و شخصیت و حیثیت قائل باشد و مقید باشد که اعتبار خود را حفظ کند. شما برای اینکه یک بچه را خوب تربیت کنید باید به او شخصیت بدهید که احساس مناعت و شخصیت کند. امان از وقتی که یک فرد احساس کند که اعتبارش را از دست داده است (مثال تاجر)؛ قرآن با کلمه «یا بنی آدم» به یک دنیا ارزش و شخصیت اشاره میکند.