یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٧ - اصالت انسان یا اومانیسم - سقوط انسان در غرب
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٣٣٧
و. ایده الیسم و سلب واقع نمایی ادراک که همه مکتبها حتی ماتریالیسم از نظر نفی وجود ذهنی و رابطه ماهوی به ایده آلیسم منتهی میشود.
ز. اصالت جامعه در آموزش و پرورش که لازمهاش نفی فردیت و شخصیت و رعایت فطرت انسانیت است و انسان ساخته میشود و پرورش نمییابد بلکه قالب ساخته میشود و در آن قالب ریخته میشود. رجوع شود به ورقههای «تربیت و فطرت».
٤. تفاوت انسان دوستی و انسانیت دوستی و اینکه انسان دوستی بر ضد انسانیت دوستی است. صلح کل، انسان دوستی است نه انسانیت دوستی. دین انسانیت نمیتواند صلح کل باشد و نمیتواند با بیرنگ کردن همه چیز و یکرنگ کردن شرک و توحید، ذات متعالی و مقدس با سنگ و آتش همه را یکی بداند و با همه سازگار باشد. تفاوت میان انسان و انسانیت از مختصات انسان است برخلاف حیوان که فرقی میان پلنگ و پلنگی، سگ و سگی، الاغ و الاغی نیست. انسان به قول کارل، هم مرمر است و هم مرمرتراش (اصالت وجود اگزیستانسیالیستی).
٥. آنچه در تعلیمات اسلامی موجب احترام انسان میشود:.
الف. روح قدسی و ملکوتی، بافت فلسفی. (ز خود هرگز نیازارم دلی را- از آن ترسم در آن جای تو باشد).
ب. برگزیدگی و اصطفا. ر. ک: ورقه «قرآن و انسان».
ج. استقلال در به دست گرفتن سرنوشت خویش و شایستگی برای قبول رسالت و مسؤولیت.
د. ترازوی عدل الهی در ضمیر خود داشتن، فَألْهَمَها فُجورَها وَ تَقْویها؛ اسْتَفْتِ قَلْبَک..
ه. فطرت اخلاقی حمایت و احسان.
و. فطرت واقع بینی که از آیات آدم که اسماء را (الاسم ما انبأ عن المسمّی) آموخت و به حقایق آگاه شد (نه ایده آلیسم) [فهمیده میشود.]