یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٨ - آزادی طبیعت یا آزادی اراده و خواست
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ١٢٨
عقیده ما در باب ریشه احترام آزادی البته همان حیثیت ذاتی انسان است ولی این حیثیت ذاتی از آن جهت مبنای لزوم احترام است که ناموس غائی خلقت ایجاب میکند. حق یعنی ناموس خلقت. آنچه لازم الاحترام است رعایت ناموس خلقت است. منشأ حق، نظام غائی وجود است. انسان برای اینکه به کمال لایق خود برسد باید محترم باشد. این حیثیت ذاتی همان جنبه روح اللّهی انسان و ارادة اللّهی انسان است.
در باب امری که لازم است بالذات محترم باشد عقیده ما این است که آن خودِ خواست و اراده نیست، همچنانکه خود عقیده نیست، آن جزو خود طبیعی و تکوینی انسان است. در مقاله ٦ (اصول فلسفه و روش رئالیسم) این مطلب توضیح داده شده است که دستگاه شعور و اندیشههای اعتباری دستگاهی است که در خدمت دستگاه طبیعی و تکوینی انسان خلق شده و قرار داده شده است. آزادی طبیعت حتماً باید محفوظ بماند، همچنانکه آزادی عقل نظری نیز باید رعایت شود ولی آزادی خواست و اراده تا جایی صحیح است که در جهت کمال طبیعت تکوینی انسان باشد و اگر احیاناً در [جهت] ضد آزادی طبیعت قرار گرفت، این دستگاه خواست و اراده است که باید فدای طبیعت شود نه اینکه طبیعت فدای خواست و اراده شود.
همچنان که از جنبه طبی میل وسیلهای است برای جهاز گوارش، رعایت این میل تا آنجاست که هماهنگ جهاز طبیعی گوارش و یا سایر جهازات بدنی باشد و اگر در جهت مخالف قرار گرفت (و در انسان برخلاف حیوان این تضاد بسیار واقع میشود) [باید با آن مخالفت شود] و لهذا منع پزشک از رعایت میل بیمار امری بر ضد حقوق واقعی او نیست، اما منع یک قدرت از معالجه بیمار برخلاف حقوق فطری اوست.
خواستهای انسان در مسیر مصالح عالیه فردی و اجتماعی انسان نیز عیناً مشمول این قاعده است و همان طوری که تشخیص رعایت حقوق طبیعت با طبیب است نه با مریض، تشخیص این حقوق نیز با