انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٤ - برهان حقيقى و شهود كشفى معاضد يكديگرند
مقرر است كه علم يقينى به امورى كه سبب دارند حاصل نمى شود مگر از جهت علم به سبب آنها . پس چگونه روا بود كه مقتضى برهان مخالف موجب مشاهده باشد , و اينكه در كلام بعضى آمده است كه اگر عارفان را به برهان تكذيب كنى آنان تو را به مشاهده تكذيب مى كنند , معنى آن اين است كه اگر بدانچه اسم برهان بر آن نهادى آنان را تكذيب كنى يعنى اينكه نام برهان بر او نهادى , در حقيقت برهان نيست , وگرنه برهان حقيقى مخالف شهود كشفى نيست .
آنكه از آخرين فصل الهيات اسفار نقل كرده ايم كه معرفت حق تعالى و صفات و افعال او يا به طريق وحى و رسالت موسوم به نبوت است و يا به طريق سلوك و كسب مسماى به حكمت و ولايت است , قاضى نورالله شهيد در اول مجلس ششم كتاب مجالس المؤمنين , بر همين منوال منصفانه و عادلانه فرمايد :
تحصيل يقين به مطالب حقيقيه , كه حكمت عبارت از آن است , يا به نظر و استدلال حاصل مى شود چنانكه طريقه اهل نظر است و ايشان را علما و حكما مى خوانند يا به طريق تصفيه و استكمال چنانكه شيوه اهل فقر است و ايشان را عرفا و اوليا نامند .
و اگر چه هر دو طايفه بحقيقت حكمااند , ليكن اين طايفه ثانيه , چون به محض موهبت ربانى فايز به درجه كمال شده اند و از مكتبخانه و علمناه من لدنا علما [١] سبق گرفته اند و در طريق ايشان اشواك شكوك و غوايل اوهام كمتر است , اشرف و اعلى باشند و به وراثت انبيا , كه صفوت خلايق اند , اقرب و اولى خواهند بود , و هر دو طريق در نهايت وصول سر به هم باز مى آورد و اليه يرجع الامر كله [٢] . . .
و ميان محققان هر دو طريق هيچ خلاف نيست . چنانچه منقول است كه شيخ عارف محقق شيخ ابو سعيد ابوالخير را با قدوه الحكماء المتاخرين ,
[١]كهف ١٨ : ٦٥ .
[٢]هود ١١ : ١٢٣ .