انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٤ - مقام معلم
دواتك , واطل جلفه قلمك , و فرج بين السطور , و قرمط بين الحروف , فان ذلك اجدر بصباحه الخط [١] يعنى اميرالمؤمنين ( ع ) به نويسنده خود , عبيدالله بن ابى رافع , فرمود : دواتت را ليقه بينداز , و زبانه قلمت را دراز گردان , و ميان خطها را گشاده گردان , و حرفها را نزديك به يكديگر بنويس كه اين روش نوشتن , به خوبى خط سزاوارتر است . ليقه مركب را لايق نوشتن مى كند و به همين جهت آن را ليقه گفته اند . و زبانه قلم دراز باشد , روان مى رود و روان مى نويسد .
ميرعماد حسنى رساله اى كه در تعليم خط نوشته است , آن را آداب المشق نام نهاده است .
ممكن است كسى زشت و زيبا را تميز ندهد و در علوم ادب نكته سنج و زبان فهم و آشنا نباشد , خط زشتى را كه با آب طلا نوشته شد تحسين كند , بديهى است كه نظر چنين كسى ملاك نيست . بمثل , يكى دندان دارد و ديگرى بى دندان است , آن كه بى دندان است , اگر در لقمه نان سنگريزه بوده باشد , متوجه نمى شود , نان را با سنگريزه فرو مى برد , اما آن كه دندان دارد , همان نخستين بار كه لقمه را به دهان گرفت سنگريزه دندانش را مى زند . كسانى كه نكته سنج اند , دندان دارند , در علوم ادب خبره اند , صحيح را از سقيم تميز مى دهند . غرض اين كه همان طور كه علوم ادب ميزان و مكيال سنجش و نگاهدار حدود معارف و كمالات مربوط به خودند , قرآن با انسان بدين سان است , القرآن مادبه الله . اين دستور العمل الهى ادب آموز و ادب كننده است , انسان را در حد انسانيش نگاه مى دارد , او را از اعوجاج و انحراف حفظ مى كند , نمى گذارد كه به سوى ديوى و ددى برود , او را به فعليتش و كمال انسانيش مى كشاند و مى رساند , ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم [٢] كسى كه به آداب قرآن انسان ساز متادب نباشد , انسان نيست , هر چند , عامه هر حيوان مستوى القامه را انسان مى پندارند . حضرت انسان كامل , جناب وصى , امام اميرالمؤمنين على عليه السلام درباره چنين كس فرمود : فالصوره صوره انسان ,
[١]نهج البلاغه : حكمت ٣١٥ .
[٢]اسراء ١٧ : ٩ .