انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٤٥ - تبرك به نقل چند حديث از غرر احاديث در اسرار سوره قدر
عنصرى كه او را متى است , از امورى است كه عقل و نقل بر امتناع آن اتفاق دارند , و منطق خود قرآن , كه محض برهان است , اين است كه نزل به الروح الامين على قلبك لتكون من المنذرين [١] .
اگر گويى كه روايات عديده حاكى است كه رسول الله ( ص ) در ميان صحابه با دست خود اشاره مى كرد و مى فرمود : اين جبرئيل است كه مرا چنين و چنان اخبار نموده است , و اين خود نزول ملك در وعاء زمان متصرم متجدد زمانى است .
جواب اينكه قول پيغمبر صدق محض است و اشارت او نيز عين حق است , وليكن كسى نگفته است كه صحابه هم جبرئيل و يا ملك ديگر را مى ديدند , و خود صحابه هم چنين ادعا نكرده اند , بلكه از جهت ايمان به پيغمبر گفتار او را تصديق مى كردند , و در حقيقت اشاره پيغمبر به صقع ذات خودش بود . در كريمه فتمثل لها بشرا سويا [٢] دقت بسزا در( لها) شود كه آن تمثل لها بود , و هر ادراك للمدرك است , و تنزل و تمثل در واقع از انحاء ادراكات اند , و به همين مثابت است لام ليس للانسان الا ما سعى [٣] . و در نكته دهم هزار و يك نكته در اين مطلب اشاراتى نموده ايم , رجوع شود .
اگر گويى كه در خطبه صد و نودم نهج البلاغه , كه به نام خطبه قاصعه است , اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود :
ارى نور الوحى و الرساله و اشم ريح النبوه و لقد سمعت رنه الشيطان حين نزل الوحى عليه صلى الله عليه و آله و سلم , فقلت يا رسول الله ما هذه الرنه ؟ فقال هذا الشيطان قد ايس من عبادته , انك تسمع ما اسمع و ترى ما ارى الا انك لست بنبى و لكنك وزير و انك لعلى خير .
پس آنچه را كه پيغمبر مى ديد و مى شنيد على عليه السلام هم مى ديد و
[١]شعرا , ٢٦ : ١٩٣ .
[٢]مريم , ١٩ : ١٧ .
[٣]نجم , ٥٣ : ٣٩ .