انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢١٥ - تعريف ليله القدر به بيانى رفيعتر
توانى نيز از امكان اشرف *** نمايى سير از اقوى به اضعف
به امكان اخس برعكس بالا *** نمايى سير از اضعف به اقوى
لذا آن را كه بينى در رقيقت *** بيابى كاملش را در حقيقت
نظر كن نشات اينجا چگونه *** از آن نشات همى باشد نمونه
شنو در واقعه از حق تعالى *** لقد علمتم النشاه الاولى
اگر عارف بود مرد تمامى *** تواند خود به هر حد و مقامى
به باطن بنگرد از صقع ظاهر *** ز اول پى برد تا عمق آخر
محاكاتى كه اندر اصل و فرعست *** به سان زارع و مزروع و زرعست
برو برخوان تو نحن الزارعون را *** بيابى زارع بى چند و چون را
كه بر شاكلت خود هست عامل *** چه كل يعمل [١] را اوست قائل
نزول اندر قيودست و حدودست *** صعود اندر ظهورست و شهودست
شب اينجا نمودى از حدودست *** بسى شبها كه در طول وجودست
چنانكه روز رمزى از ظهورست *** ظهورست هر كجا مصباح نورست
خروج صاعد از ظلمت به نورست *** كه يومست و هميشه در ظهورست
چو صاعد دمبدم اندر خروجست *** پس او ايام در حال عروجست
نگر اندر كتاب آسمانى *** به حم سجده تا سرش بدانى
عروج امر با يومست و آن يوم *** بود الف سنه مقدارش اى قوم
ز الف سنه هم مى باش عارج *** به خمسين الف سنه معارج
ولى اين روز خود روز خداييست *** نه هر روزى بدين حد نهاييست
نه هر يومى از ايام الهيست *** كه آن پيدايش اشيا كماهيست
چو عكس صاعد آمد سير نازل *** ليالى خوانيش اندر منازل
ليالى اندر اينجا همچو اشباح *** ليالى اندر آنجا همچو ارواح
بدان بر اين نمط ايام و اشهر *** كه مى آيد پديد از ماه و از خور
[١]اسراء ١٧ : ٨٤ .