انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٠٤ - مقاله استاد آيه الله قزوينى در بيان ليله القدر
است و يكى از مظاهر و ظلال شب قدر دهرى است كه در عالم ابداع است , و در افق ديگر كه شب ديگر رؤيت هلال شود بيست و سوم آن شب در آن افق ديگر شب قدر زمانى و طبيعى آن افق است و مظهر ديگرى از مظاهر شب قدر دهرى است و هكذا , پس شب قدر دهرى يكى است ولى شب قدر زمانى در عالم زمان و طبيعى باختلاف آفاق متعدد است و منافاتى ندارند بلكه وحدت در دهر و تعدد در زمان از مقتضيات عالم دهر و عالم زمان است . و اين معنى اختصاصى به شب قدر ندارد بلكه چنانكه اشاره نموده ايم در همه حقائق امكانيه جارى است .
و بايست دانست كه هر چند شبهاى قدر بحسب آفاق مختلفه از جهت زمانى بودن متعدد و مختلف باشند ليكن از حيث اتصال و ارتباط همه آنها به شب قدر دهرى متحد هستند زيرا كه همه سايه ها و پرتو حقيقت دهرى شب قدر مى باشند نظير آنكه هرگاه مخروطى از نور فرض كنيم كه نقطه راس آن بسمت بالا و قاعده آن بسمت پائين قرار گيرد و خطوط شعاعيه از نقطه راس مخروط بطرف پائين آمده رسم قاعده مخروط نمايد در اينصورت گوييم خطوط شعاعيه هر چند متعدد و درجات مختلف قرار دارند ولى از نظر اتصال همه آنها بنقطه راس مخروط يكى و در يك سمت مى باشند , و قاعده مخروط هر چند امتداد و وسعت هندسى دارد ليكن از حيث ارتباط براس مخروط بسيط ميباشد .
خلاصه سخن آنكه وحدت و بساطت حقائق از احكام موجوديت در عالم مافوق الطبيعه است و كثرت تجزيه و تعدد آنها از احكام و عوارض موجوديت و هستى در عالم طبيعت و ماده است و در اين مطلب تامل نيك و عميق لازم است تا به حقيقت آن برسند .
تلويح الهامى بر محقق خبير و عارف بصير پوشيده نيست كه ممكن است حديثى كه در باب شب قدر متعرض نزول ملائكه به زمين و عنايت مخصوص به ايشان به مؤمنين مطابق مضمون آيه مباركه در سوره قدر است