انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٠٢ - مقاله استاد آيه الله قزوينى در بيان ليله القدر
است كه جميع خواص و آثار آن نوع در آن يك فرد بنهج عقلى متحقق است و بمنزله كل افراد ماديه آن نوع است و در عين بساطت و وحدت وجود جمعى همه آنان مى باشد ليكن در وجود مثالى و طبيعى از براى آن نوع افراد بسيارى متصور است كه بواسطه عوارض از هم متميز و جدا هستند .
و بايست دانست كه اين مراتب سه گانه از وجود كه براى هر حقيقتى گفتيم از هر دور و بيگانه نيستند بلكه بحكم دو قاعده محكمه حكميه اصالت وجود و اشتراك معنوى آن , نسبت وجود طبيعى بوجود مثالى نسبت ظل است به ذى ظل و نسبت عكس است به عاكس و نسبت فرع است به اصل , و همچنين نسبت وجود مثالى و طبيعى بوجود عقلانى ابداعى نسبت ظل و عكس است بذى ظل و عاكس كه گويا وجود عقلانى را فرود آورده اند و بصورت وجود مثالى و طبيعى بر آمده است , يا آنكه وجود طبيعى را بالا برده اند مثالى گرديده و بالاتر رفته است و وجود عقلى گرديده , و اين تفاوت از نظر صافى و پاكى حقيقت و يا آلودگى و تنزل بحسب اختلاف اقتضاءات نشئات عالم وجود ظهور يافته . و البته وجود مثالى و طبيعى از آثار وجود عقلى است .
و بايست دانست كه وجود عقلانى هر حقيقت را رب النوع افراد مثالى و طبيعى آن بايد شناخت يعنى مربى و مكمل و صاحب عنايت بوجودات مثاليه و طبيعيه كه بمنزله سايه ها و پرتوهاى او هستند ميباشد و هميشه فيض الهى از مجراى وجود عقلانى به آنان مى رسد و همين وجود عقلى ابداعى هر حقيقتى است كه در لسان شرع انور تعبير بملك , موكل گرديده مانند ملك موكل با آب و باد و غيره كه در اخبار بسيارى ذكر فرموده اند . فى المثل انسان وجودى دارد مادى و طبيعى كه مشهود و محسوس است , و وجودى مثالى و برزخى دارد كه اغلب در رؤيا و خواب ديدن نمايان مى گردد , و وجودى عقلانى صاف از آلايش حيوانى