انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١١١ - طرفدار و عهده دار حقوق بشر فقط قرآن مجيد است
كودكانش را ديدم از تهيدستى رخساره شان نيلگون بود . چند بار به نزد من آمد و همان گفتار را تكرار و تاكيد مى نمود . به سوى او گوش فرا داشتم . گمان برد كه من دينم را به او مى فروشم . و راه خودم را ترك مى گويم , و در پى وى مى روم . پس پاره آهنى را گرم كردم و او را به بدنش نزديك گردانيدم , تا بدان عبرت گيرد . پس چون شتر گر گرفته از رنج آن ناله برآورد , و نزديك بود كه از آن پاره آهن بسوزد , بدو گفتم اى عقيل , زنان گم كرده فرزند ترا كم بينند , آيا از پاره آهنى كه انسانى آن را براى بازى خود گرم كرده است ناله مى كنى , و مرا به آتشى كه خداوند جبار براى خشم خود برافروخت مى كشانى ؟ آيا تو از رنج اين آهن سوزان ناله مى كنى , و من از زبانه آتش جبار ناله نكنم ؟
شگفتتر از امر عقيل اينكه كسى در شب , با پيچيده اى در ظرفش و سرشته اى هديه و خلوايى , نزد ما آمد , كه ناخوش داشتم آن را , چنانكه گويى با آب دهن مار ياقى كرده مار سرشته بود . بدو گفتم : اين صله است يا زكوه يا صدقه است ؟ پس آن بر ما اهل بيت حرام شده است ؟ گفت : نه اين است و نه آن , هديه اى است . گفتم : چشم مادران برايت گريان باد ! آيا از دين خدا نزدم آمدى تا مرا فريب دهى ؟ آيا خبط دماغ گرفته اى , يا ديوانه اى جن زده اى , يا بيهوده مى گويى ؟ سوگند به خدا , اگر هفت اقليم را با آنچه كه در زير افلاك آنهاست به من دهند تا خدا را درباره مورى عصيان ورزم كه پوست دانه جوى را از او بربايم , اين كار را نمى كنم . و هر آينه , دنياى شما در نزد من از برگى در دهان ملخى كه آن را جاييده است و خورد كرده است خوارتر است . على را با نعمتى كه فنا پذيرد , و لذتى كه بقا را نشايد چه كار ؟ پناه مى بريم به خدا از خواب بودن و بيهوشى عقل و از زشتى لغزش , و به او يارى مى جوييم .
حالا انصاف بدهيد و بفرماييد كه طرفدار حقوق بشر چه كسى است و چه