جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٩٩
ديگري بر بحث کثرت گرايي مي افزايد.
به تازگي، سَرخا خام، دکتر جاناتان ساکس، بسياري از آزادانديشان ديني را با حمله شديد خود به نهضت ماسورتي در يهوديت تکان داده است. يکي از دلايل حمله اين بود که نهضت ماسورتي، بنا شده به دست سَرخا خام قبلي، لوئيس جاکوبي، در مرجعيت کلي تورات - يعني پنج کتابي که مسيحيان آنها را عهد عتيق مي نامند – خدشه مي کند. حمله ساکس از سوي خاخام ماسورتي کنيسه جديد لندن شمالي، جاناتان يتنبگرگ، محکوم شد:
ما خواهان محيطي نيستيم که در آن فقط يک نوع انديشه پذيرفتني باشد، بلکه بايد سخت بر اين نکته پاي بفشاريم که در زندگي يهودي براي بسياري از انديشه هاي کنوني جا وجود دارد. [١]
ظاهراً موضوع اصلي در اين مناقشه، وجود مجموعه باورهايي ديني است که مي توان مدعي صدق آنها شد فقط بدين دليل که در متني مکتوب همچون تورات آمده اند که گفته مي شود مؤلف آن خداست. اين نظريه، که خاخام ساکس آن را قانون آسماني [٢] مي خواند، مبتني بر اين ديدگاه درباره وحي است که خدا چنان به مؤلف (يا مؤلفان) اين متون الهام کرده است که مي توان گفت کلمات آن، هم کلمات خداست و هم کلامات مؤلف آن. بنابراين، اين تلقي از الهام، مؤمن را ملتزم مي سازد که بپذيرد اين متون، کلمات خداوندند و براي باور ديني، بهنجار و مناسبند و هر آنچه اين متون به ما مي گويند «حق» است، خواه آن مؤمن دقيقاً معتقد باشد که اين کتابها را فقط يک نويسنده موسايي نوشته است، و خواه آماده باشد به دلايل تفسيري قوي بپذيرد که شماري از نويسندگان و ويراستاران بعدي، سنتها را نيز در برهه اي از زمان موسي به آنها کتابها افزوده اند. باري، خاخام ساکس با اين ديدگاه
[١]The Tablet, ١٩٩٥, P.٩٤.
[٢] Torah min hashamayim