جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٨
تقريرهاي مبسوطي از اين برهان عرضه کرده اند. اما سه راه نخستين از «راه هاي پنجگانه» اثبات وجود خدا در کتاب مجموعه الهيات آکويناس (به هر روي از ديدگاه غربيان) نمونه بارزي [١] از برهان جهان شناختي است. دانس اسکاتس به پيروي از آکويناس، قرائتي ظريف و قوي از اين برهان به دست داده است و در دوران فلسفه جديد نيز مؤثرترين قرائتها را در آثار لايب نيتس و ساموئل کلارک مي توان يافت. (هيوم و کانت نيز جدي ترين نقدها را بر اين برهان کرده اند.)
ما به پيروي از ويليام کاريج [٢] [١٩٨٠] سه قرائت عمده از برهان جهان شناختي را مشخص و بررسي مي کنيم.
نخست برهان کلامي است که متفرکان عرب (مانند کندي و غزالي) عرضه کرده اند و به طور اجمال به شرح زير است:
١.هر حادثي علتي دارد که آن را پديد آورده است.
٢.جهان حادث است
٣.بنابراين، جهان علت و پديد آورنده اي دارد که همان خداست.
براي اثبات مقدمه دوم چنين استدلال مي شود که تحقق يک «بي نهايت واقعي» [٣] محال است، مثلاً محل است که بي نهايت موجودات در زمانهاي نامتداخل، هر يک دست کم براي لحظه اي وجود داشه باشند؛ يا اين که محال است بي نهايت لحظه ها سپري شود. اين براهين با اشاره به پيامهاي محالنما و نامعقولِ يک امر بي نهايت واقعي پيش مي رود. براي نمونه، فرض کنيد مهمانسرايي با بي نهايت اتاق وجود دارد. اين مهمانسرا پُر از مهمان است
[١] locus classicus
[٢] william Carig
[٣] actual infinite