جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٣٩
پديد مي آوردند.
طبيعت گرايي براي تبيين هولناک بودن اوضاع و احوال و تطبيق بر آن چيزي در چنته ندارد. از منظر طبيعت گرايانه فقط مي توان گفت که ما در واقع از اين امور بيزاريم. اما اين سبب نمي شود که ما آنها را ذاتاً هولناک [١] بدانيم. ويژگي هولناکي ذاتي را چگونه مي توان فهميد؟ روي هم رفته، هر قدر بدبختي و رنجي که بتواند در مرگ حاصل از بيماري سرطان وجود داشته باشد، در مرگ ناشي از شرارت افراد نيز هست. فرق اين دو در چيست؟ تفاوت به گناهکاران و نيات آنها برمي گردد. آناني که به اين نوع شرور مي پردازند، آگاهانه و به عمد خود را در معرض چنين اَعمال شرارت آميزي قرار مي دهند. اما چرا اين نوع شرّ واقعاً هولناک است؟ يک پاسخ خوب (و پاسخي که به سختي مي توان جايگزيني براي آن يافت) اين است که بگوييم اين نوع شرّ عبارت است از نافرماني کردن در برابر خدا، سرچشمه همه خوبيها و عدالتها، و نخستين موجود در جهان هستي. چيزي که در اين جا هولناک است صرفا ًبرخلاف اراده خداوند عمل کردن نيست؛ بلکه آگاهانه در صدد باژگون سازي معيار حقيقي ارزشها برآمدن، و آشکارا به سوي چيزي رفتن است که خداوند از آن بيزار است. چنين کاري همانا توهين و بي احترامي به ساخت ربوبي، و نافرماني در برابر خداست، و از اين رو واقعاً هولناک است. بنابراين، معنا و مفاد شرّ هولناک به نوعي به جهان هستي مربوط مي شود. اما البته اگر موجودي همچون خدا
[١] intrinsically horrifying