جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٩٠
امّا چرا بايد تصور کنيم که احتمال TCA بر اساس خدا باوري مسيحي، کمتر از نصف است؟ چون اوّلاً، بر اساس خداباوري مسيحي، خداوند در جهان خود دائماً به کار مشغول است. او ارتباط علّي دائم، نزديک و صميمي با خلقت خود دارد، و از وجود آن حمايت و حفاظت مي کند: اگر اين عنايت دائمي نبود، جهان چون شعله شمعي در باد ناپديد مي شد. ثانياً، مسيحيان معتقدند که خداوند با آن چه آفريده است، غالباً به روشي خاص و غيرمعمول رفتار مي کند: آب به شراب تبديل مي شود، انسان از کوره اي سوزان سالم بيرون مي آيد و به طرزي معجزه آسا از بيماري شفا مي يابد؛ و بالاتر از همه، مي توان به شکوه عظيم زندگي، مرگ و رستاخيز عيسي مسيح اشاره کرد. بنابراين، ظاهراً خداوند مخالف آن نيست که در خلقت خود به روشي خاص عمل کند. امّا تأکيد مي کنم که احتمال پيشيني خاصي به نفع اين نظريه وجود ندارد که خداوند در خلقت حيات، مثلاً در خلقت انواع خخاصي از حيات، کاري خاص يا متفاوت انجام نداده باشد. بنابراين، نمي توان فهميد که چگونه ممکن است احتمال پيشيني به نفع GES و به نفع TCA وجود داشته باشد. در واقع، اگر خدا در بخشي از حوزه بزرگ و مهم ارتباط متقابل خود بامخلوقاتش به طرزي خاص عمل کند، آيا احتمال اين امر، که در «ديگر» حوزه هاي بزرگ و مهم نيز به طرزي خاص عمل کند، اندکي بيش از نقيض آن نيست؟
بنابراين، ترجيح مي دهم که بپذيريم احتمال پيشيني TCA، بر اساس خداپرستي مسيحي، اندکي کمتر از نصف است. امّا ما بايد باز هم اطلاعاتي را که درباره منشأ حيات داريم، در نظر بگيريم؛ و به نظر مي رسد که نظريه منشأ طبيعي، بر اساس خدا باوري مسيحي و شواهد موجود، بسيار نامحتمل باشد. چنان که زيست شيمي نوين نشان مي دهد، حتي ساده ترين اَشکال حيات حاکي از پيچيدگي شگفت آور و تأمل برانگيز ارتباط متقابل و انسجام