جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٠٨
محک مي زد. جان پاسمور زماني درباره اين کوشش براي حذف گزاره هاي ديني از زبان، خاطر نشان کرد که چنين کاري قطعاً تصريح نامعقول به اين نکته است که برخي واژه ها و جملات حق ندارند در زبان باشند. او مي گويد «اين واژه ها در جلات شرکت مي کنند و در لغت نامه جا و مقامي دارند، با اين همه، حداقل شراط ورود به جرگه تعبيرات معقول را بر نمي آورند.» [١]
دو نهضت شاخص ديگر اخيراً در فلسفه دين شکل گرفته است. يکي نهضت نوويت گنشتايني فيلسوفاني مانند فيليپس يا نورمن مالکوم است که در دفاع از گزاره هاي اعتقادي دين در برابر نقاديهاي فلسفي چنين استدلال مي کنند که معيار معقوليت و صدق تصديقات ديني، معياري درون ديني است و نمي توان آنها را بيرون از «بازي زبان» [٢] ديني نقد کرد. بيان ديگر اين مدعا بر اساس ايمان گرايي معروف ويت گنشتايني [٣] ديني است که چون معيار معقوليت ديني نسبت به دين، دروني است، بنابراين فقط مؤمنان واقعاً مي توانند معناي باورهاي ديني مورد بحث را بفهمند. اما نينيان اسمارت مي گويد:
درست است که ما بايد تجربه کاملاً گسترده اي از دين و فعاليتهاي ديني داشته باشيم تا به درکي تقريبي از سخنان ديني برسيم... اما از اين نکته نتيجه نمي شود که ما بايد هنگام فلسفه پردازي درباره يک دين به آن ايمان بياوريم تا بتوانيم تبييني دقيق و معقول از آن دين به دست دهيم، و چنين ايماني نيز لزوماً به فيلسوف کمک نخواهد کرد؛ زيرا غالباً شدت اعتقاد سبب مي شود که فلسفه بي اهميت بنمايد، يا خطرناکتر اين که ما را وسوسه خواهد کرد که به جاي
[١] Passmor, J., Pholosophical Reasoning, London, Duckworth, ١٩٦١, ٨٣.
[٢] Language game
[٣] Wittgensteinion fideism