جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٥٧
بويژه علوم انساني، بلکه تا حدي نيز علوم به اصطلاح طبيعي، موضعي آشکارا خداپرستانه يا مسيحي برگزينند. البته اين نوع موضعگيري را بايد در جاي مناسب انجام دهند؛ يعني در مواردي که به نظر مي رسد تلقي خداپرستانه يا مسيحي از موضوع تحت بررسي ممکن است به نتايجي کاملاً متفاوت با نتايج حاصل از ديدگاه هاي ديگر بينجامد. من پيشنهاد کرده ام که نتيجه حاصل از تلقي مسيحي را «علم غير طبيعي» [١] بناميم. فکر مي کنيم «علم آگوستيني» عنوان بهتري براي آن باشد، که يادآور اين رأي آگوستين است که به طور کلي هر فعاليت فکري و نظري جدي معمولاً در خدمت بصيرت عميقاً ديني از جهان است.
الف) چرا به علم آگوستيني نياز داريم؟
دليل اصلي نياز به علم آگوستيني اين است که آنچه در علوم کنوني مي گذارد از ديدگاه خدا پرستي مسيحي کاملاً ناخشنود کننده و ناقص است. نمونه هاي فراواني بويژه از روانشناسي، جامعه شناسي، زيست – جامعه شناسي، علوم سياسي، و ديگر حوزه هاي علوم انساني دال بر اين مطلب وجود دارد که ذيلاً به چند نمونه از زيست شناسي تکاملي [٢] اشاره مي کنم که مورد اختلاف ميان من و مک مولين است.
١. مثال نظم و تصادف
اين مثال از حوزه خاص مورد نزاع ميان من و مک مولين، يعني از زيست شناسي تکاملي، برگرفته شده است. يکي از اشتباههاي بارز برخي متخصصان اين است که مدعي شده اند نظريه فعلي تکامل
[١] Unnatural science
[٢] Evolutionary biology