جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٤٥
به صاحبش است؛ زيرا براي شخص چيزي يقيني تر است که ذهنش آن را بيشتر و کاملتر درک کند. از اين جنبه، ايمان، کمتر يقيني است، زيرا متعلق ايمان فراتر از دسترس ذهن بشر است، در حالي که متعلقات قابليتهاي عقلي ديگر دور از دسترس ذهن نيستند. اما از آن جا که يک ارزيابي کامل [١] از چيزي به علتش بستگي دارد و يک ارزيابي ناقص به تمايل ذهني وابسته است، پس ايمان مطلقاً يقيني تر است، اما قابليتهاي ديگر نسبتاً يقيني ترند؛ يعني نسبت به ما.
وانگهي، ديدن در صورت يکسان بودن ساير امور از شنيدن يقيني تر است. اما اگر کسي که خبري از او شنيده ايم، بسيار برتر از خود بيننده باشد، پس شنيدن از ديدن يقيني تر است. چنان که اطمينان يک شخص کم سواد به چيزي که از يک کارشناس مي شنود از اطمينان به نظر خودش در آن مورد بيشتر است. به همين سان، اطمينان شخص به چيزي که از خداوند خطاناپذير مي شنود بسي بيشتر از اطمينان به چيزي است که با عقل خطاپذير خود مي بيند. [٢]
اين دفاع آکويناس شباهت زيادي به ديدگاه معرفت شناسانه جديد مشهور به بورنگرايي [٣] دارد که از حمايت فيلسوفاني همچون آلوين گلدمن،