جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٩٣
تعبيراتي [١] جزئيو ناقص از حقيقتي دانست که به طور کامل در مسيحيت يافت مي شود. از ديدگاه انحصار گرايي و شمول گرايي، رستگاري حقيقي فقط در مسيحيت است.
رويکرد سوم کثرت گرايي است. کثرت گرايي بر خلاف ادعاهاي مطلقِ انحصار گرايي و شمول گرايي، مدعي است که حقيقت محتواي ايمان [٢] مي تواند از تنوع تعبيرات مشروع برخوردار باشد. چنان که گاوين دوکستا [٣] در اين خصوص مي گويد:
ديگر اديان به يکسان راههاي راستگاري به سوي خدا هستند و اين مدعا را که مسيحيت تنها راه رستگاري.... يا کاملترين راه رستگاري است بايد به دلايل قوي کلامي يا پديدارشناختي رد کرد. [٤]
اين ديدگاه را نبايد نسبي گرايي ديني پنداشت که مدعي است هيچ باور ديني مطلقاً صادق نيست، يا اين که مدعي است باورهاي متعارض يا متناقض درباره خدا جملگي مي توانند صادق باشند. چنين مي نمايد که اين مدعا بر اين فرض مبتني است که برخي از حقايق اساسي و بنيادين در نوعي از صورتهاي فرهنگي در نظامهاي مختلف باورهاي ديني به چشم مي خورد. از اين رو، براي مثال، مي توانيم کوشش رودولف آتو را در کتاب مفهوم تقدس براي توصيف چيزي که وي «تجربه، باورها و احسا سهاي قدسي» و نيز «يک حالت ذهني قطعاً مقدس» [٥] مي نامد که در دل
١. articulation
[٢]Truth – content of faith
[٣] D’Costa, G., Theology and Religious Pluralism: The Challenge of Other Religins, Oxford, Blackwell, ١٩٨٦, ٢٢.
[٥] definitely numinous state of mind