جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٣
٢. فلسفه و تعليمات و اَعمال ديني
افزون بر مسائل برخاسه از مفهوم سنتي خدا، مسائل ديگري هم هست که از تعليمات مشترک خداباوريهاي غربي برآمده است. از جمله آنها ديدگاهي است که مي گويد وجود انسان با مرگ بدن پايان نمي گيرد بلکه در جهان ديگر ادامه مي يابد. به رغم اختلاف بسيار زياد در باورهاي مربوط به جهان آخرت، نوعاً گمان مي رود که آخرت دربرگيرنده بهشت [١] و جهنم [٢] است. آخرت از ديدگاه برخي از فرقه هاي مسيحي، برزخ [٣] را هم دربر مي گيرد.
همچنين اختلاف زيادي بر سر شرايط پذيرفته شدن انسان در بهشت وجود دارد. مسيحيان عموماً فرض مي گيرند که ايمان اگر شرط کافي نباشد، شرط لازم ورود به بهشت است؛ بلکه همچنين گمان مي برند که اين گونه ايمان به سبب رنج و مرگ عيسي مسيح کارساز مي افتد. مسيحيان گناه را مانعي در راه اتحاد با خداوند و زندگي در بهشت مي دانند و کفاره مسيح را راه حلي براي اين مشکل مي پندارند. آمرزش و رحمت الهي به سبب همين کفاره مسيح است که به انسانهاي خواستار پذيرش آن اعطا مي شود. بيشتر مسيحيان فرض کرده اند که اين خواستاري [٤] موهبتي الهي است؛ اما برخي گمان برده اند که انسان بدون برخورداري از لطف الهي مي تواند امور خير را اراده کند يا انجام دهد. اين تعليمات را چگونه بايد تفسير کرد، و آيا مي توان تفسيري سازگار از همه آنها به دست داد که موضوع بحث فلسفي قرار گيرد.
فقط باورها و اَعمال ديني نيستند که زندگي ديني را مشخص مي سازند
[١]heaven
[٢] hell
[٣] purgatory
[٤] willingness