جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٤٤
مي کنيم که همه گواهيهايي که مي پذيريم، در واقعي يقيني نيستند، بلکه محتملند و در برابر مُبطلها آسيب پذيرند. اما اين نتيجه از نفس ماهيت گواهي به دست نمي آيد، بلکه برخي از گواهيهاي بغرنج چنين نتيجه اي در بر دارند. به همين سبب، قرائن و شواهد اصلي در مورد پيامبر الهام يافته از سوي خدا، مطلقاً يقيني است، زيرا چنين قرائني عبارت خواهد بود از گزاره هايي متعلق به خود خداوند، و احتمال نمي رود گواهي پيامبر بر درستي آنها اشتباه باشد، زيرا الهام الهي مانع از آن خواهد شد. بنابراين، گواهي چنين پيامبري تضمين کننده يقين مطلق است، و قرائن و مدارکي وجود نخواهد داشت که آن را نقض کند.
آکويناس به شيوه مشابهي به اعتراض بر يقين بودن ايمان پاسخ مي دهد:
[اعتراض مي شود که] ديدن از شنيدن مطمئنتر است، و نظر به اين که ايماني که از طريق شنيدن [١]، به دست مي آيد بر نوعي ديدن ذهني دلالت مي کند، بنابراين ديدن ذهني [يعني حکمت، علم و فهم] از ايمان مطمئنتر است.
پاسخ اين است که ايقان [٢]، از حيث قابليتهاي عقلي [٣]، دو جنبه دارد. يکي جنبه وابستگي آن به علتش است: هر قدر علت يقيني تري داشته باشد، خودش يقيني تر مي شود. از اين حيث، ايمان داراي يقيني بيشتر از سه قابليت عقلي ديگر [حکمت، علم و فهم] است؛ زيرا ايمان از حقانيت الهي ريشه مي گيرد، و آن سه قابليت ديگر از تعلق. جنبه ديگر ايقان، وابستگي اش
[١] Romans ١٠:١٧.
[٢] Certitude
[٣] intellectual virtues