جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٠٢
آنان را در هنگام نوشتن ياري [١] داده است که چيزهايي را که او فرمان مي دهد، و تنها همان چيزها را نخست به درستي فهميده اند، سپس صادقانه نوشته اند، و سرانجام با کلمات مناسب و با صدق خطا ناپذيري بيان مي کرده اند... همه کتابهايي که کليسا آنها را مقدس و شرعي مي داند کلاً و تماماً، و با همه اجزاي شان، بر اثر املاي روح القدس نوشته شده اند؛ و اصلاً امکان ندارد که خطايي بتواند با الهام همراه شوند و نه فقط الهام اساساً با خطا ناسازگار است، بلکه آن را مطلقاً و ضرورتاً منع و رد مي کند؛ چنان که محال است حتي خود خداوند، و آن حقيقت اعلي، بتواند بگويد که آن الهام صادق نيست. [٢]
اين سخنان (پاپ لئوي سيزدهم) مايه بروز مسائل دشواري مي شود که نختسين آن مسأله تصميم گيري در مورد پذيرش شرعي بودن برخي آثار- يعني آن بخش از احکام شرعي [٣] دريافتي از متون مقدس – و در نتيجه الهامي بودن آنهاست. احکام شرعي متون عهد عتيق و عهد جديد هر دو در زماني مورد مناقشه بوده اند، نه لزوما ًبه سبب محتواي شان بلکه به سبب ترديد در مؤلفان يا وثاقت آنها. هيچ «معياري دروني» در اين متون وجود ندارد. مسأله ديگر اين است که واژه هاي «برانگيخته شدن»، «کشانده شدن» و «ياري شدن» مؤلفان متون مقدس به چه معناست.آيا آنها بر نظريه «املايي» الهام دلالت مي کنند يا اين که نقش مستقل انسان در نوشتن را روا مي دانند؟ و به فرض آن
[١] Assisted
[٢] Van Noort , G., Dogmatic Theology, Volum٣, Cork, Mercia Press ١٩٦١,٧٠.
[٣] Canon