جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٥١
کرد... . آنچه ايقان به نظر مي آيد هميشه احتمال دارد که اشتباه باشد. [١] اين برداشت نيومن آشکارا برداشتي برونگرايانه از ايقان است. زيرا داشتن ايقان را منوط به ارضاي شرايطي مي داند که ما به آن دسترسي معرفتي نداريم. نيومن ايقان کاذب را همچون ساعتي مي داند که وقت را در زمان درست بيان نمي کند، و ايقان واقعي را چونان ساعتي مي داند که وقت را در زمان درست نشان مي دهد. [٢] به صدا درآمدن زنگ ساعت در زمان مناسب همچون تصديق ما به يک باور و احساس خرسندي ما از آن باور است که حاصل تعقل واستدلال درست ماست، چنان که زنگ زدن ساعت نيز محصول کارکرد درست ساعت است. دقيقاً همان گونه که تفاوت ميان يک ساعت دقيق و يک ساعت غير دقيق ناشي از کارکرد درست اولي و کارکرد نادرست دومي است، تفاوت ميان يک ايقان واقعي و يک ايقان کاذب نيز به کارکردهاي مناسب و نامناسب تعقل و استدلال ما برمي گردد. تشبيه فرايند تصديق و ايقان به عملکرد ساعت، آشکارا حاکي از ديدگاه آلوين پلانتينجا درباره مجوز [٣] باور و کارکرد درست فرايندهايي است که به چنين باورهايي مي انجامد. اين برونگرايي نيومن که اکنون مي فهميم محصول نبوغ و ابتکار خود وي بوده است، بيشتر معاصرانش را به مخالف و رد نظريه اش واداشت. آنان فکر مي کردند که فقدان يک اصل و معيار کلي براي جداسازي ايقان صادق از ايقان کاذب، انتقاد ويرانگري بر ديدگاه نيومن به شمار مي آيد.
با اين شرح مختصر از ديدگاه نيومن نمي توان درباره آراي مخالفان وي داوري و ارزيابي کرد. نکته مهم اين ديدگاه در زمينه بحث حاضر اين است که
[١] Ibid., ١٨٢.
[٢] Ibid., ١٩٠.
[٣] warrant