جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٧٦
اما اگر فيلسوفي را که به کاربرد زبان دين توجه دارد به برخورد مثبت و همدلانه و غير انتقادي زبان دين دعوت کنيم، چه بسا شايد مايه آزردگي وجدان و نگراني اش شويم؛ چون فيلسوف زبان مي تواند بگويد که اگر چه مطالعه کاربرد بسيار پيچيده زبان و رابطه ظريف آن با فرهنگها و رفتارهاي مردمان سخت خرسند کننده و جذاب مي نمايد، همواره اين امکان وجود دارد که مردم در کاربرد زبان دچار خطا شوند؛ زيرا تجربه کلي نشان مي دهد که چگونه مردم ندانسته شيوه هاي گوناگون گفتارهاي حقيقي و مجازي و توصيفي و ارشادي را با هم مي آميزند و در برابر آنها واکنشهايي مختلف و نا آگاهانه از خود بروز مي دهند. فيلسوف دين مي داند که خود فلاسفه عموماً در بحثهاي فلسفي به سبب استفاده نابجا از زبان گمراه مي شوند و بيراهه مي روند. بنابراين، از ديدگاه فيلسوف علاقه مند به زبان دين، نمي توان بررسي انتقادي زبان را به بهانه لزوم فهم همدلانه آن وانهاد.
از اين رو، کساني همچون مورخان، پديدار شناسان، جامعه شناسان و انسانشناسان، که با روشهاي غير انتقادي به مطالعه دين مي پردازند، نبايد به اين خواسته بحق فيلسوفان مبني بر لزوم طرح کردن پرسشهاي انتقادي در مورد دين و کاربردهاي زبان خرده بگيرند. البته آنها حق دارند که از پاسخهاي شتابزده و نسنجيده به اين پرسش ها گله کنند. اما اگر متوجه نباشند که کاربرد نادرست زبان ديني گاهي به گونه اي مردم را به اشتباه مي اندازد و اميدهاي کاذب در آنها پديد مي آورد و يا واقعيت را به ديدگان آنها بد جلوه مي دهد، بي گمان در مطالعاتشان در خصوص دين به خطا مي روند. البته ترديدي نيست که خودِ دينداران دوست دارند که ديگران گفته هايشان را درست بدانند و از ادعاي گمراه کننده و فريبکارانه بودن اظهارات و سخنانشان آزرده خواهند شد؛ زيرا آنان مي کوشند با واقعي خواندن باورها و گفته هايشان