جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٣٣
تا کنون انواع گوناگوني ازسناريوهاي تورّمي [١] آشکار شده است. اين سناريوها پيدايش بسياري از جهانها و زير جهانهاي [٢] مختلف (در دورانهاي اوّليه) با مقادير گوناگوني از انبساط و مقادير متفاوتي از ثابتهاي اساسي را اصل موضوع مي گيرند. مشوق عرضه اين الگوهاي تورّمي، تا حدي ميل به پرهيز از امور غير عادي [٣] و همراهي با صورت ظاهر نظم است. اگر مقادير ممکن براي ثابتهاي اساسي و ميزان انبساط عملاً در زير جهانهاي مختلف تمثيل يابد، پس اين واقعيت که زير جهاني با مقاديري که ما مي گوييم، وجود دارد، ديگر مستلزم توجيه يا پيشنهاد يک صانع نيست. بسياري از اين سناريوها [ الگوها] فوق العاده نظري اند و از شواهد تجربي چنداني بهره مند نيستند و (به فرض آن که از لحاظ فيزيکي مقبول باشند) برآنند تا جلوي دلالت هماهنگي عالي بر برهان نظم را بگيرند. (البته کسي که قبلا ً به خدا باور کرده است، لزومي نمي بيند که اظهار نظرهاي مربوط به نظم را ردّ کند، ممکن است تمايل داشته باشد که اين اظهار نظرها را به اين دليل که از لحاظ متافيزيکي افراطي اند، ردّ کند). اما در اين جا هم مي توان متقابلاً دليل ديگري آورد و بحث را ادامه داد. در حال حاضر به سختي مي توان درباره برهان فرجام شناختي حکمي راند؛ اما به نظر مي رسد که هنوز از شور و نشاط فراواني برخوردار است و مرتباً در صورتهاي جديد دوباره ظاهر مي شود. شايد بهترين ارزيابي را کانت از اين برهان کرده باشد که گفته است اين برهان «هميشه در خور آن است که با احترام زياد ياد شود. اين کهنترين، روشنترين و سازگارترين برهان با عقل عمومي بشر است»
١. inflationary scenario
[٢]Subuniverse
[٣]singularity