جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٧٨
تضميني است که نشان دهنده مشاهده، منظم، تعميم، و آزمون فرضيه هاي تبيين گر است (ص٣٠٣).
امّا آيا واقعاً درست است که آن چه امروز، به معناي مورد نظر مک مولين، «علم» خوانده مي شود، کليت دارد؟ يقيناً نه؛ زيرا ادعاهايي در آن مطرح مي شود که کليت ندارند؛ ادعاهايي همچون اين که کد مشترک ژنتيکي دليل و مدرکي قطعي براي TCA است، علم تکامل فعلي مؤيد اين است که انسان به دست خدا طراحي نشده است، فرد بالغ، به ادعاي پياژه، درک مي کند که هر چيزي يا علّتي طبيعي دارد يا به واسطه شانس روي داده است، و اين که ايمان جدي ديني يک بيماري يا نتيجه سفه، عقب افتادگي غير معمول، يا بي نظمي اجتماعي است. همه اين دعاوي در اين يا آن پروژه علمي، که معمولاً نام «علم» بر آنها اطلاق مي گردد، فرض يا پذيرفته مي شوند؛ امّا هيچ يک از آنها به معنايي که مورد نظر مک مولين است، کليت ندارند. نتيجه مي گيريم که مک مولين در اين جا دچار اشتباه شده است: در حال حاضر استعمال واژه «علم» به گونه اي نيست که فقط در مورد پروژه هايي که بدين معنا کلي اند، به کار رود. بنابراين، اطلاق واژه «علم» بر علم آگوستيني اشکالي ندارد.
در اين جا در مورد نکته دوم (که علم آگوستيني فاقد مشخصه علم، يعني فاقد مشاهده، تعميم و آزمون است) سوء تفاهمي وجود دارد. براي آن که بتوانيد از ديدگاه خدا پرستانه، دريابيد که خداوند چگونه نباتات و حيوانات و انسانها را آفريده است، راهش اين است که همه آن چيزي را که مي دانيد، خواه آنچه به واسطه ايمان و خواه به سبب مسيحي بودن و خواه به طرق ديگر مي دانيد، ملاحظه کنيد. اين ملاحظات در خصوص موضوع مورد بحث ما عبارت از چيزهايي است که از کتاب مقدس، از