جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٩٥
پروا دارند) و در صنفي از تعبيرات فرهنگي قابل شناسايي است، [١] نيز چندان راه به جايي نمي برد.
براي نمونه، آرنولد توپن بي در انديشه اين نوع کثرت گرايي، چونان مبنايي براي مدارا ميان اديان مختلف، بوده است:
من فکر مي کنم براي ما امکان دارد، در حين اين که اعتقاداتمان را درست و حق مي دانيم، تا حدي بپذيريم که همه اديان بزرگ نيز وحي هايي از جانب حقيقتي اصيل و شايسته اند. آنها نيز از سوي خدا آمده اند و هر يک از آنها وجوهي از حقيقت الهي را نشان مي دهند. [٢]
جان هيک در برابر ادعاي مطلق گرايي هر ديني از جمله مسيحيت بيش از هر کس ديگري اين مفهوم کثرت گرايي را پروارانده است. او مي گويد اديان بزرگ جهان بيانگر مواجهاتي اصيل، هر چند مختلف با خداوندند. آنها ادراکات و تصورات مختلف از حق [٣] و غايت [٤] و واکنشهاي گوناگون نسبت به آن را در درون شيوه هاي مهم و متنوع زندگي انساني تجسم مي بخشند. [٥] دغدغه هيک اين است که ادعاي صدق [٦] و ادعاي رستگاري [٧] را که در هر دين بزرگي مي بيند، با يکديگر تلفيق کند. از اين رو، سنتهاي بزرگ
[١] Thillich, P. Ultimate Concern, London, SMC Press , ١٩٥٥. Thillich, P., The Dynamics of Faith , London, Allen and unwin, ١٩٦٣.
Thillich, P., Chrisianity and The Encounters of the Worls Religions, New Youk, Columbia University Press , ١٩٦٣.
[٢] Toynbee, A., Christistianity among the Religions of the World, New York, Columbia Universrty Press, ١٩٥٣, ١١١.
[٣] The Real
[٤] The Ultimate
[٥] Hick, J., Problems of Religious Pluralism, London, Macmillan, ١٩٨٥, ٤٧.
[٦] truth – claim
[٧] salvation – claim