جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١١٥
چنان که زبان نيز براي بيان حقايق، هم براي خود ما به منزله يک فرد، و هم براي داد و ستد با ديگران... . معرفت حتي بايد بر رفتاهاي ظاهري [١] تقدم يابد. ما زماني احساس قدرشناسي و عشق مي کنيم، يا احساس برآشفتگي و بيزاري مي نماييم که عملاً به اطلاعاتي دست يابيم که تک تک اين عواطف را مي شوراند. ما در صورتي به والدين خود عشق مي ورزيم که بدانيم آنها والدين ما هستند؛ خدا را نيز نخست بايد بشناسيم تا بتوانيم نسبت به او احساس عشق، ترس، اميد يا اطمينان کنيم. سر سپردگي [٢] بايد متعلق خودش را داشته باشد، متعلقاتي فوق طبيعي، که بايد در قالب قضايا براي ذهن ما مطرح شوند. [٣]
عقيده نيومن به گزاره اي بودن وحي، کاملاً با توصيفات منطقيون جديد از ماهيت قضايا تأييد شده است. اهل منطبق [٤] قضايا را اموري مي دانند که (الف) معاني جمله هاي اخباري [٥] اند (چنان که دو جمله “ snow is white” و “Ia neige est blanche” حاکي از معنا و قضيه اي واحدند(، (ب) حاملان صدق و کذبند، به طوري که هر چيزِ صادق يا کاذبي يک قضيه است، (پ) علم، باور، ناباوري، [٦] شک، اميد، ترس، خواهش، [٧] از جمله متعلقهاي نگرش
[١] Affection
[٢] Devotion
[٣] Newamn, John Henry, An Essay in Aid of a Grammar of Assent, Noter Dame: University of Noter Dame Press, ١٩٧٩, ١٠٨-٩.
[٤] بنگريد به:
Salmon and Soames (eds.), propositions and Attitude, Oxford, Oxford University Press, ١٩٨٨, ١.
[٥] Declarative
[٦]disbelief
[٧] Desire