جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٨٣
نمي توانيم به آساني آنها را از يکديگر جدا کنيم، اما اين دليل نمي شود که زبان ديني را يکسره مجازي بپنداريم؛ زيرا همان گونه که نينيان اسمارت نيز يادآور شده است، چه بسيار واژه ها و عبارات کليدي که زماني در متون ديني به معناي مجازي، و در متون ديگر به معناي حقيقي به کار رفته اند، اما زماني ديگر وضع معکوس شده است. چنان که:
هنگامي که مي گويم «خداوند مقدس است» [١]، واژه هاي «خداوند» و «مقدس» را به معناي حقيقي به کار مي برم، اما وقتي که مي گويم مائوتسه – تان خداي چين است، واژه خدا را مجازاً استعال مي کنم. و هنگامي که مي گويم پسرم يک «وحشت مقدس» [٢] است، مقدس را به معناي حقيقي به کار نمي برم. نمونه هاي ديگري همچون عشاي رباني، [٣] قرباني، [٤] نيايش، [٥] آمين، [٦] روحاني، [٧] الوهيت، [٨] روح الهي، [٩] فيض، [١٠] سرمدي، [١١] مقدس [١٢] نيز وجود دارند که در مثالهاي ديگر يافت مي شوند. [١٣]
بنابراين، نتيجه مي گيريم که زبان ديني يکسره مجاز نيست و بخشي از آن به صورت حقيقي به کار مي رود و نيز همه واژه ها و اصطلاحات آن از زبان عرفي يا زبانهاي ديگر عاريه گرفته نشده، بلکه بسياري از آنها اصلي
[١] God is holy
[٢] holy terror
[٣] sacrament
[٤] sacrifice
[٥] prayer
[٦] amen
[٧] spiritual
[٨] divinity
[٩] numen
[١٠] grace
[١١] eternal
[١٢] hallowed
[١٣] N. Smart, Thi philosophy of Religion , ٦٦-٧٠.