جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٥٠
زيرا راهبان عصر تاريکي و قرون ميانه توانايي تأليف چنين آثاري را نداشتند. افراد مذکور از اين نکته آگاهند، گرچه نمي توانند قرائن و شواهدي براي اثبات اين آگاهي خود بياورند و نحوه استنتاج اين نتيجه از آن قرائن را شرح دهند. نيومن مثالهاي متعددي در تأييد اين مطلب مي آورد؛ از جمله اين که مي گويد يک روستايي خبره در هواشناسي [١] ممکن است به سادگي قادر نباشد دلايل معقولي بياورد که چرا مي پندارد فردا هوا خوب خواهد بود. همچنين پزشکاني هستند که در تشخيص علت شکايات بيماران تبحر فراواني دارند؛ اما از اين نکته برنمي آيد که آنها مي توانند از تصميمي که براي درمان يک مورد خاص گرفته اند در برابر پزشک ديگري که در اين تصميم گيري او مناقشه مي کند، دفاع نمايند. [٢] به هر روي، به نظر مي رسد که برداشت نيومن از حقايق رياضي يا فيزيکي چنين بوده است، هر چند برهاني براي آنها نياورده است. [٣]
نيومن به اين اعتراض کساني که مي گويند گاهي در مورد برخي از باورهايشان پنداشته اند که ايقان است، اين حقيقت که اين باورها کاذب بوده اند في نفسه نشان مي دهد که آنها ايقانهاي واقعي نبوده اند. باور ما به قضيه اي در صورتي يک ايقان خواهد بود که از طريق فرايند استدلال مناسب و درست و بدون خطا به صدق آن باور برسيم. هيچ خط فاصل قاطعي نمي توان ميان ايقانهاي واقعي که مستلزم صدق متعلقات خودند، و ايقانهاي ظاهري ترسيم
[١] Weatuder – wise
[٢] Gramer of Assent, p.٢٦١
[٣] Ibid., ٢٦٢.