جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٥
براهين اثبات وجود خدا
آلوين پلانتينجا
سرچشمه براهين وجود خدا به ارسطو باز مي گردد که اثبات کرد بايد محرکي نخستين و ذاتاً نامتحراک وجود داشته باشد. همه فيلسوفان بزرگ قرون ميانه (اعم از فيلسوفان عرب و يهودي و مسيحي) – مانند آگوستين، غزالي، آنسلم، ابن ميمون، توماس آکويناس و دانس اسکاتس - براهين خداشناختي پيشنهاد و اقامه کرده اند. بيشتر فيلسوفان بزرگ دوره جديد – به ويژه رنه دکارت، گاتفريد لايب نيتس و امانوئل کانت - هم براهيني در اين خصوص آورده اند. اين براهين در دوران معاصر نيز از جمله مسائل قابل توجه است و قرن بيستم شاهد تأليف آثاري درباره انواع مهم براهين خداشناسي است.
براهين خداشناسي انواع فراواني دارد. از روزگار کانت تا کنون سه برهان بزرگ و کهن جهان شناختي، وجود شناختي و فرجام شناختي مطرح بوده اند. ريشه برهان جهان شناختي به ارسطو برمي گردد، اما چهره کلاسيک خود را (دست کم از ديدگاه فيلسوفان مغرب زمين) در «راه هاي پنجگانه» معروف آکويناس به ويژه در برهان علت نخستين نامعلول، برهان محرک اوّل نامتحرک، و برهان واجب الوجود نمايانده است. بنا به برهان محرک اوّل (که نمونه خاصي از برهان علت نخستين است) هر امر متحرکي (که دستخوش