جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٨٥
هدف نخست را برآورد، هدف دوم نيز در پي آن محقق خواهد شد. تمثيل ها و تشبيه ها و آميزه اي هوشمندانه از تصويرها و تجسمهاي ذهني، و يا توصيف ماهرانه يک داستان مي توانند سرآغاز ژرف انديشي درباره واقعيت باشند و پند و اندرزي را به خوبي برسانند، اما از برخي جهات نيز ممکن است مايه بد آموزي شوند. براي نمونه، بودا تمثيل زير را براي بيان اين پيام مي آورد که اسارت و درد و رنج آدمي از آن روست که نفس خويش را واقعي پناشته است، اما اگر بفهمد که نفس، توهمي بيش نيست از اين اسارت رهايي مي يابد.
گاهي به سادگي پيش مي آيد کسي که روي ريسمان نمنانکي گام مي گذارد، مي پندارد که آن يک مار است، وحشت بر وي چيره مي شود و از ترس برخود مي لرزد، و در ذهن خويش همه دردهاي ناشي از نيش زهر آگين مار را انتظار مي برد. اگر وي دريابد که اين ريسمان، مار نيست، چقدر از اين تجربه وحشتناک آسوده مي شود. سبب وحشت او در خطا و خيال باطلش نهفته است. اگر ماهيت حقيقي ريسمان را دريابد، آرامش خيال بدو باز مي گردد و آسوده و شادمان مي شود. اين حالت ذهن کسي است که تشخيص داده است نفسي وجود ندارد، و علت همه دردسرها و نگرانيها و غرورهايش، يک سراب، خيال يا رؤياست. [١]
اين تمثيل پند آموز نمونه اي خوب و کارا براي بيان اين پيام است که رمز رهايي از درد و رنج اين است که بدانيم نفس و وسوسه هايش توهمي بيش
[١] قطعه اي از «موعظه بنارس» بودا در Mahavaggha برگرفته از:
World of The Buddha: A Reader, Luciev Stryk, ed., Doubledey, Ahchor Books edition, ١٩٦٩, p.٥٢.