جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٧٩
غرابت از ميان خواهد رفت. مشکل ناآشنايي و بيگانگي هنگامي عميق تر مي شود که در مورد معنا و منظور آنها پرسشهايي جدي مطرح کنيم و مثلاً بپرسيم «منظورتان از فلان مدعاي ديني دقيقاً چيست؟» يا «فلان مطلب به چه معناست؟» يا «آيا حقيقتاً درست است که ...؟» در اين صورت است که احساس نزديکي بودن زبان ديني براي ناظران بيروني و تازه واردان از ميان مي رود و به احساس غربت تبديل مي شود.
باري، وقتي متون مقدسي همچون مزمور بيست و سوم يا نيايش رباني [١] را در حالت معمولي و بدون پرسش جدي درباره واژه ها و عبارات آن مي خوانيم، معناي آنها بسيار روشن وساده مي نمايد؛ اما هنگامي که مي کوشيم معناي دقيق همان اصطلاحات و عبارات معمولي و روزمره را بيان کنيم، روشني و بداهت معاني از دست مي رود. چنان که معناي معمولي عبارات «اي پدر ما» [٢] «که در آسمان هستي...» «روزي ما را برسان...»، «ما را از شرور دور بدار» روشن است؛ اما وقتي مي پرسيم «پدر ما» يعني چه و چه فرقي با معناي پدر و مادر ما مي کند، يا هنگامي که خودمان با تلاش و زحمت آذوقه و معاش خود را فراهم مي کنيم ديگر روزي رساني خدا به چه معناست، و آيا خداوند در همين آسمان پر ستاره بالاي سر ماست؟ منظور از شرور چيست؟ آيا حوادث تلخ و بيماريها را نيز شامل مي شود؟ در اين صورت بايد ببينيم که اين عبارات چه پيامي براي ما دارند. آرتور دانتو، پژوهشگر زبان دين، در اين خصوص مثالي مي زند و مي گويد:
[١] نيايش رباني (The Lord’s prayer) دعايي است که در کليسا خوانده و با عبارت (our father) آغاز مي شود.
[٢] اي پدر ما (our father) سر آغاز نيايش رباني است.