جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٧٣
اهميت ترجمه زبان مجازي در دين
پيتر دنووان
سنّتهاي بزرگ ديني عمدتاً بيش از يک زبان دارند، زيرا پيروان آنها اهل سرزمينهاي مختلفند و باورها و عقايد خود را به زبانهاي محلي شان بيان مي کنند. اما برخي از اديان، افزون بر اين، يک زبان مقدس قديمي و مختص به خود دارند و حتي پيروانشان که معمولاً در زندگي روزمره به زبان ديگري سخن مي گويند، به هنگام دعا و نيايش از اين زبان مقدس استفاده مي کنند؛ چنان که بودايي هاي تراودايي [١] به زبان مقدس تالي، يهوديان به زبان عبري و مسلمانان به زبان عربي نماز و دعا مي خوانند.
اما زبان ديني فقط به معناي زبان مقدس قديمي و حاکي از زبان مصنوعي و فني ساخته و پرداخته کارشناسان ديني نيست. اصطلاحات تخصصي و فني در گنجينه واژگان ديني وجود دارد، چنان که زبانهاي حقوقي، موسيقايي، و نجومي حاوي اصطلاحات فني اند. اما فقط وجود اصطلاحات تخصصي همچون «تجسد»، [٢] «مکاشفه» [٣]، يا نامهاي رباني مانند «يهوه» و «ويشنو»، و يا عناويني چونان «مسيحي» و «بودا» نيست که نشان مي دهد بخشي از زبان خاص
[١] Theravada Buddist
[٢] Incarnation
[٣] Apicalypse