جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٦٤
بيشتر مايليم درباره درستي باورهاي سياسي يا باورهايي که در حد توان خود در حوزه جهان شناسي و فيزيک زيراتم [١] به دست مي آوريم، موضعي شکاکانه برگزينم، اما فکر مي کنيم که باورهاي روزمره ي حاصل از قواي عقلي ما عمدتاً صادقند.
اما وقتي که قواي ادراکي مان درست کار نمي کنند، هدف خود را که فراهم سازي باور صادق براي ماست، برنمي آورند - يا اگر بر مي آورند، از سر تصادف است. ديوانگي [٢] نمونه اي حاد از کژ کاري قواي عقلي است. اما باورهاي نامعقول يا غيرعقلاني به طرق ديگر نيز مي توانند در ما پديد آيند. نخست اين که ساختکارهاي باور سازي هستند که هدفشان تشکيل باور صادق [٣] نيست، بلکه ايجاد باور به منظور ديگري – مثلاً ايجاد باورهايي مؤثر در بقا يا آرامش ذهن، يا آرامش روانشناختي است. امکان دارد يک شخص مبتلا به بيماري مهلکي باور کند که شانس بهبودي اش بسي بيشتر از آن است که علم آمار و احتمالات مي گويد. بنابراين، خودِ باور او شانس بهبودي اش را افزايش مي دهد. نقش فرايند پديد آورنده باور مذکور اين نيست که باورهاي صادق فراهم کند، بلکه هدفش ايجاد باورهايي است که احتمال بهبودي باور کننده را بسيار محتملتر مي کند. کسي که برق جاه طلبي [٤] چشمانش را گرفته است، خطا يا احمقانه بودن آن دسته اعمالي را که از نظر ديگران بديهي است، درک نمي کند. به گمان، کسي که برق جاه طلبي بيش از حد چشمانش را گرفته است، نمي تواند چيزي را که در حالت عادي درک مي کند، تشخيص دهد. جاه طلبي افراطي مانع وسد راه کارکرد طبيعي جنبه هايي از قواي ادراکي
[١] subatomic physics
[٢] insanity
[٣] true bilief
[٤] ambition