جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٥٥
نتيجه اش پيش رود. شگفت آور نيست که اگر استدلالهاي ديني در کار باشد، شمار اندکي از آنها اين ضوابط سنگين را رعايت مي کنند - بلکه تقريباً هيچ نوع استدلال فلسفي چنين ضوابطي را رعايت نکرده است.
ديگر اين که عمدتاً به سه برهان خداشناسي توجه شده است: برهان سنتي وجود شناختي، [١] گيتي شناختي [٢] و برهان غايت شناختي. [٣] اما بواقع براهين خداشناسي بسي بيشتر از اينهاست که برخي از آنها عبارتند از: برهان ماهيت کارکرد مناسب، [٤] برهان ماهيت قضايا و اعداد و مجموعه ها، [٥] برهان حيث التفاتيت، [٦] برهان شرطيهاي خلاف واقع، [٧] برهان تلاقي اعتماد بخشي معرفتي با توجيه معرفتي، [٨] برهان دلالت، [٩] برهان سادگي، [١٠] برهان شهود، [١١] برهان عشق، [١٢] برهان رنگها و طعمها، برهان معجزه، [١٣] برهان بازي و لذت، برهان اخلاق، [١٤] برهان زيبايي، [١٥] و برهان معناي زندگي، و حتي برهان ديني وجود شرّ ترسناک. [١٦]
مسأله سوم و عميقتر، فرض اساسي و زير بنايي انديشه سنتي درباره
[١] ontological argument
[٢] cosmological argument
[٣] teleogical argument
[٤] argument from the nature of proper function
[٥] argument from the nature of propositions, numbers and sets
[٦] arg. From the intetionagity
[٧] arg. From counterfactuals
[٨] arg. Fron the confuence of epistemic reliability with
epistemic justification
[٩] arg. From reference
[١٠] simplicity
[١١] intuition
[١٢] love
[١٣] miracles
[١٤] morality
[١٥] beauty
[١٦]horrifying evil