جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٤٦
موضوعات زير خواهيم پرداخت:
١.قرينه گرايي
٢.ويژگي قرينه گرايي
٣.نقد قرينه گرايي
٣.انتقاد واقعي بودن و قانوني بودن باور ديني
٥.فرويد و مارکس
٦.پاسخ قاطع ديني
٧.فرو کاستن انتقاد قانوني به انتقاد واقعي بودن
١.قرينه گرايي
معرفت شناسي همانا نظريه پردازي در باب معرفت، [١] و پژوهشي است درباره ويژگيهايي که معرفت را از باور صادق [٢] محض جدا مي کند. (باور صادق محض مانند اين است که شما از سر خوشبيني فيلسوفانه متقاعد مي شويد که در مسابقه بليط بخت آزمايي برنده خواهيد شد. اگر از حُسن تصادف معلوم شود که شما برنده شده ايد، باور شما به برنده شدنتان، نمونه اي از باور صادق است که معرفت به شمار نمي آيد - چون حدس شما اتفاقاً صادق از آب درآمده است، نه بر اساس قرائن و دلايل موجه). ما در اين جا نام کيفيت يا کميتي را که دقيقاً موجب جدايي معرفت از باور صادق محض مي شود. «مجوز» [٣] مي گذاريم. پس مي توان انتظار برد که معرفت شناسي باور ديني مي خواهد معلوم کند که آيا باور ديني مجوز دارد يا نه، و اگر دارد، چگونه و تا چه ميزاني از آن برخوردار مي شود. اما در واقع بحث معرفت شناختي درباره
١. knowledge
[٢] true belief
[٣] warrant