جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٤١
دين و معرفت شناسي
آلوين پلانتينجا
معرفت شناسي [١] همان نظريه معرفت است؛ از اين رو مي تون از بحثهاي معرفت شناختي درباره ي دين انتظار داشت به اين مسأله بپردازد که آيا مي توانيم به باوري ديني [٢] معرفت داشته باشيم يا نه. اما بحثهاي مربوط به باور ديني بيشتر به براهين له و عليه وجود خداوند معطوف بوده اند؛ يعني از يک سو به بررسي براهين خداشناسي پرداخته اند، و از سوي ديگر، به بررسي براهين نفي وجود خدا؛ همچون برهان شرّ. [٣]
در اين مقاله مي خواهيم بدانيم که چرا در مورد باور ديني بايد به قرينه گرايي [٤] بپردازيم؛ يعني به اين آموزه که يک فرد مذهبي بايد براي باورهاي خود قرائن و شواهدي در دست داشته باشد تا باورهايش به نحو معقولي موجه [٥] گردد و بويژه آن که اين قرائن بايد از سنخ قرائن گزاره اي [٦] باشد؛ يعني قرائني مستقل و جدا از باورهايش که بتوان آنها را در قالب يک برهان ريخت. همچنين در بحث از قرينه گرايي به اين مدعاي قرينه گرايان مي پردازيم که مي گويند باور ديني را به دليل نداشتن قرائن کافي نمي توان
[١] epistemology
[٢] religious belief
[٣] argument from evil
[٤] evidintialism
[٥] rationally justified
[٦] propositional evidence