جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٣٨
دسته ها باشند، مي توانند سه ويژگي نخستِ خود را تبيين کنند. اما البته بسياري از مجموعه ها را مي توان يافت که بعيد است محصول با هم در نظر گرفتن انسان باشند؛ بسياري از مجموعه ها به گونه اي اند که هيچ انساني هرگز اعضاي آنها را با همدر نظر نگرفته و بسياري نيز چنانند که انسان نمي تواند آنها را با هم در نظر بگيرد. چنين کاري مستلزم وجود يک ذهن نامحدود، همچون ذهن [علم] خداست.
سوم، برهان توسل به شرِّ هولناک است. فيلسوفان بسياري از نوع ملحدانه براهين شرّ سخن گفته اند و چه بسا اين براهين، قدرتي هم داشته باشند. اما برهان موحدانه شرّ هم در دست است که از اين مقدمه آغاز مي شود که شرّ واقعي و هولناک در جهان وجود دارد؛ براي نمونه مي توان به انواع شرّ هولناک ويژه اردوگاه هاي کار اجباري نازيها اشاره کرد: نگهبانان نازي از اِعمال شکنجه ها لذت مي بردند. آنها مادران را وا مي داشتند که از ميان فرزندان خود يکي براي رفتن به اتاق گاز، و ديگري را براي جدايي انتخاب کنند. کودکان به دار آويخته مي شدند يا (بر اثر کاهش وزن) رنگشان چنان دگرگون مي گشت که به تدريج به تدريج در کام مرگ دردناک فرو مي رفتند. آنان قربانيان را با اين ادعا که هرگز کسي از سرنوشتشان و نحوه بدرفتاري با آنها بويي نمي برد، طعنه مي زنند و به ريشخند مي گرفتند. البته اين نوع شرّ فقط به اردوگاه هاي کار اجباري نازيها اختصاص نداشت. استالين، پول پوت، و هزاران جنايتکار کوچکتر ديگر نيز بدين کارها مي پرداختند. اين اوضاع و احوال واقعاً هولناک مي نمايند، بدين معنا که اگر ما يا هر کس ديگر عمداً به تأييد آنها بپردازيم و بر آنها اصرار ورزيم، شرّهاي بي شماري ديگري