جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٣٧
وجود دارد که r از تاج محل جداست.) بنابراين، تنها شقّ ممکن و شدني اين است که بگوييم آنها افکار الهي، يعني افکار خداوندند (به طوري که وقتي ما فکر مي کنيم، دقيقاً افکار خداوند را پس از او فکر مي کنيم). دوم، برهان مجموعه ها يا دسته هاست [١]. بسياري از افراد، مجموعه ها را اموري مي دانند يا ويژگيهاي زير:
[١]هيچ مجموعه اي عضو خودش نيست.
[٢]مجموعه ها (برخلاف اوصاف) اساساً وجودي مختص به خود دارند و به همين سبب بسياري از مجموعه ها ممکن الوجودند و هيچ مجموعه اي نمي توند در صورت فقدان اعضايش، موجود باشد.
[٣]مجموعه ها ساختاري تکراري [٢] را تشکيل مي دهند. در سطح نخست، مجموعه هايي قرار دارند که اعضاي آنها نامجموعه اند. در سطح دوم، مجموعه هايي هستند که اعضاي آنها نامجموعه ها يا مجموعه سطح اوّلند...، و در سطحn ام مجموعه هايي هستند که اعضاي آنها نامجموعه ها يا مجموعه هايي با نماي کمتر از n هستند، ...، و همين طور الي آخر.
همچنين طبيعي است که به پيروي از جرج کانتور [٣]، پدر نظريه جديد مجموعه ها، مجموعه ها را اموري همچون دسته ها بدانيم - يعني چيزهايي که وجودشان به نوع خاصي از فعاليت عقلي، و به گفته کانتور، به نوعي دسته بندي [٤] يا «با هم در نظر گرفتن» [٥] بستگي دارد. اگر مجموعه ها همان
١. arg. From sets or collection
[٢] iterated structure
[٣] George Cantor
[٤] collecting
[٥] thinking together