جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٢٧
ضروري [١] باشد، پس ضروري است) ازمنطق موجهات معمولي نتيجه مي شود ک بزرگي بيشين نه فقط بالامکان تمثل يافت است، بلکه در واقع هم تمثيل يافته است؛ زيرا بزرگي بيشين فقط در صورتي تمثل مي يابد که موجود B چنان باشد، که قضيه B قادر مطلق و عالم مطلق و خير محض است (برتري بيشين دارد) ضروري باشد. اگر بزرگي بيشين بالامکان متمثل شود، پس قضيه اي از اين نوع، بالامکان ضروري است. بنابراين، آن قضيه بالضروره صادق است و به همين دليل صادق است.
از اين رو، معلوم مي شود که برهان وجودي از قوانين منطقي را نمي شکند و مستلزم اشتباهي نيست و از انتقاد کانت نيز کاملا ًدر امان است. تنها مسأله باقيمانده و در خور توجه اين است که آيا مقدمه اين برهان، يعني اين که بزرگي بيشين بالامکان تمثل يافته است، در واقع صادق است يا نه. اين مدعا قطعاً معقول مي نمايد؛ اما چنان نيست که منطقاً نتوان ابطالش کرد. شايد مشکل بر جاي مانده در اين برهان اين است که فاصله ميان مقدمه نتيجه به اندازه کافي زياد نيست: زيرا با توجه به نحوه اقامه اين برهان خواهيد دانست که اگر مقدمه را تصديق يا باور کنيد گويي نتيجه را تصديق يا باور کرده ايد؛ ملحد زيرک خواهد گفت که باور ندارد موجود در نهايت بزرگي امکان وجود داشته باشد. اما آيا چنين انتقادي را به هر برهان معتبر ديگري نمي توان وارد ساخت؟ شما هر برهان معتبري را که در نظر بگيريد و به نحوه ترتيب آن توجه کنيد، مي توانيد تصديق يا باور به مقدمه را در حکم تصديق يا باور به نتيجه بپنداريد. بنابراين، برهان وجود شناختي همچون گذشته گيرا و دلچسب خواهد بود.
[١] possibly necessary