جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٢٤
ندارد: چون در مورد جزيره، هر اندازه هم که بزرگ باشد وهر قدر هم که درختان نخل داشته باشد، باز هم مي توان جزيره اي بزرگتر و با درختان نخلي بيشتر از آن تصوّر کرد. اما اوصافي که مثلاً سبب بزرگي يک موجود از حيث علم و قدرت و خيريت مي شود، قاعده اي ذاتي دارد: عالم مطلق [١]، قادر مطلق [٢] و خير محض [٣].
٣.ادامه براهين وجود شناختي
مشهورترين انتقاد از برهان وجو شناختي را امانوئل کانت به روشني در کتاب نقد عقل محض [٤] مطرح کرده است. وي در آن جا مي گويد اگراين برهان معتبر باشد، قضيه «موجودي هست که بزرگتر از آن را نمي توان تصور کرد» منطقاً قضيه اي ضروري خواهد بود: اما هيچ قضيه اي وجودي منطقاً نمي تواند ضروري باشد. متأسفانه دليل او بر اين مدعا فوق العاده مبهم است. او مي گويد: «وجود، محمولي واقعي نيست» و معمولاً همين گفته به مثابه نقدي اساسي بر برهان وجود شناختي به شمار مي آيد. باز هم متأسفانه ارتباط اين گفته با برهان آنسلم محل ترديد، و في نفسه نيز سخني پر ابهام است. منظور وي از اين که مي گويد وجود، وصف يا محمول واقعي نيست، چيست؟ چرا آنسلم بايد دغدغه مسأله بايد دغدغه مسأله واقعي بودن يا واقعي نبودن محمول وجود را داشته باشد؟
شايد بتوانيم در توضيح منظور کانت بگوييم برهان آنسلم با اين مدعا شروع مي شود که موجود در نهايت بزرگي در ذهن هست. اين
[١] omniscience
[٢] omnipotence
[٣] being perfectly good
[٤] critique of pure reason, transcendental dialectic, bk II , Ch. III, section H.