جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٢٠٢
ماست و ما از آن آگاهيم.
دوم اين که وقتي ما به «پيچيدگي تحول ناپذير» [١] مي انديشيم، نگراني ميوارث بسياري جدي تر مي شود. به نظر مايکل بيه [٢]، مژه [٣] (در مورد استفاده انواع فراواني از موجودات در هنگام شنا) مرکب از شش ملکول است. همه اين شش مولکول براي کارکرد مژه لازمند. اگر يکي از آنها نباشد، کارکرد مژه ها غير ممکن مي شود. بيه مي گويد: «مژه ها يک مجموعه پيچيده تحويل ناپذيرند». به طوري که نمي توانيم هيچ شکل ساده تري را تصور کنيم که کار مژه را انجام دهد. در مورد نظر ميوارث، ساده تري را تصور کنيم که کار مژه را انجام دهد. در مورد نظر ميوارت، ما مي توانيم قطعاً برخي از اَشکال واسطه اي را تصور کنيم؛ مسأله اين است که درک اين که چگونه مجموعه هاي کامل مورد نياز مي توانستند وجود داشته باشند، بسيار دشوار است (البته واقعاً معلوم نيست که چنين مجموعه اي اصلاً از حيث زيست شناختي امکان داشته باشد). اما با وجود مژه ما اساساً نمي توانيم هيچ مجموعه اي از اَشکال کارکردي قديمي را تصور کنيم. بيه همچنين مي گويد اين نمونه از پيچيدگي تحويل ناپذير فقط يکي از نمونه هاي فراوان پيچيدگيهاي تحويل ناپذير است؛ مانند دستگاهي که پروتئينها را براي انتقال به بخشهاي ياخته اي فرعي هدفگيري مي کند، و نيز ساختارهايي همچون جنبه هايي از لخته هاي خوني [٤]، چرخ بسته DNA [٥]، انتقال الکترون [٦] فلاگلومهاي باکتريايي [٧]
[١] Irreducible complexity
[٢]Darwin’d Black Box, ٠٠٠٠, Free Press, forthcoming.
[٣] cilium
[٤] Blood clotting
[٥] closed circular Dna
[٦] Electron transport
[٧] bacterial gellum