جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ٢٠٠
امّا اين شکافها که با اکتشافات بعدي پر مي شوند، کجا هستند؟ يافتن آنها ساده نيست. چنان که مک مولين مي گويد مي گويد، شواهد سنگواره اي حاوي رشته هاي متعددي از اَشکال منقرض شده اند (مانند تريلوبيت ها [١]) که «آثار رشد ويژگيهاي کالبدشناختي آنها را مي توان جزء به جزء در ميان لايه هاي تخت سنگهاي پي گرفت» [٣١٥]. بلي در واقع چنين است، اما اين ربطي به مسائل اصلي TCA و شواهد سنگواره اي ندارد، بلکه بايد با فقدان زنجيره هاي اَشکال واسطه اي ميان طبقات واقعاً اصلي – مانند شاخه ها و رده ها – در آن شواهد مرتبط باشد. او مي گويد: «پا به پاي کشف شواهد سنگواره اي، ديرين شناسان به کشف گام به گام در حلقه هاي مهم مي پردازند؛ مثلاً اَشکالي همچون تراپسيدها [٢] که خزندگان را به پستانداران اوليه متصل کره اند.» [٣١٥]. اين مبالغه اي گمراه کننده است؛ زيرا مي گويد ديرين شناسان بسياري ازاَشکال را کشف کرده و همچنان در حال کشف کردن حلقه واسطي اند که مثلاً ماهيها را به دوزيستان، دوزيستان را به خزندگان، خزندگان را به پرندگان، يا خزندگان را به پستانداران متصل مي کنند. اما تا آن جا که من مي دانم چنين نيست. بلکه دانسته هاي من حاکي از آن است که تراپسيدها تنها نامزد براي وصل کردن اتصال به پستانداران هستند (که مدتها پيش نيز شناسايي شده اند). به رغم وجود اختلاف نظر بر سر تراپسيدها، شايد آنها را واقعاً بتوان چيزهايي شبيه به اَشکال وصل کننده خزندگان به
[١] تريلو بيت (Trilobite) نوعي جانور دريايي منقرض شده است.
[٢]T herapsid