جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٩٩
ب) شواهد تجربي
سرانجام و به اختصار به اين شواهد تجربي مي پردازيم. در اين جا چند نکته وجود دارد که بايد روشن شود (بايد تذکر دهم که نه مک مولين و نه من، نمي توانيم در مورد شواهد تجربي ادعاي داشتن تخصص بکنيم؛ دانسته هاي ما حداکثر همان چيزهايي است که در مقاله ها مي خوانيم. به هر يک از جملاتي که مک مولين با مقدمه «من متخصص نيستم، امّا ...» شروع مي کند، بينديشيد). مک مولين چنان مي نويسد که گويي خدا پرستي که به تکامل شک دارد، با توالي شواهد جديد و قدرتمند، با پر شدن شکافهاي عمده يکي پس از ديگري، با تثبيت گام به گام گذارهاي عمده، نااميدانه مجبور به عقب نشيني بيشتر مي شود؛ و اين فقط مک مولين نيست که چنين مي انديشد؛ نوعي احساس گسترده، نوعي فرض وسيعاً مشترک امّا غير اساسي در ميان محافل آکادميک که موضوع را از فاصله معيني مي نگرند وجود دارد، که اين شکاف و گذارهاي عمده در واقع در حال پر شدن، يا حداقل در حال تنگ شدن هستند.