جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٩٥
رمانتيک [١]، با منابع نامحدود و عظيم، پرهزينه، پرکار، پربار و لبريز از فعاليت پرهياهوي خلاقه اي باشد که از احتياط و صرفه جويي در عمل بيزار است (ميليونها گونه اي که نابود شده اند، نمونه هايي از اين فراواني عظيم و شگرفند) آخر صرفه جويي چه جذابيتي براي او دارد؟ مخلوقاتي که انرژي، قدرت و عمرشان محدود است، نيازمند صرفه جويي اند. خداوند که از چنين محدوديتهايي رنج نمي برد. آيا چنين نيست که تصور علاقه مندي خداوند به صرفه جويي در کار، ناشي از ميل زيبا شناختي ماست؟ امّا آيا حتي کمترين دليلي براي چنين تصوري داريم؟ خداوند پيوسته در آفرينش خود به کار مشغول است؛ بدون عنايت وي، اين آفرينش چون دودي در آسمان ناپديد مي شد؛ چرا خداوند بايد عمل خلقت جهان به گونه اي ديگر را دون شأن خود، و از لحاظ زيبا شناختي نامطبوع، يا از هر نظر ديگر نامقبول بداند؟ شايد او خدايي بسيار فعال باشد. شايد گذارها [٢] و نقاط عطف [٣] مهم گوناگون در تاريخ خلقت خود را با نوعي فعاليت خاص مشخص مي سازد. شايد نمونه اي از اين نوع فعاليت همانا خلقت انواع معيني از حيات به طرزي خاص باشد، که بدين ترتيب، اهميت آن گذار را به طور نمادين نشان دهد. مسيح مي گويد: «آيا دو گنجشک را به پشيزي نمي توان خريد؟ با اين همه، بي رخصت پدرتان، يکي از آنها هم نمي تواند بر زمين فرود آيد». اگر طرح خلقت پروردگار چنان باشد که حتي براي فرود آمدن گنجشکي بر زمين رخصت او لازم باشد، آيا ممکن نيست که او اَشکال گوناگون حيات – شايد حتي گنجشکان – را به طرزي خاص آفريده باشد؟ چرا نه؟
[١]romantic artist
[٢] Transitin
[٣]juncture