جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٩٣
قدرت او تمام مخلوقاتش را در بر مي گيرد، و همه آنها جزو طرح واحد او در آفرينش هستند که ما فقط بخشي از آن را، و آن هم به ابهام، مي دانيم. آيا چنين وجودي احتمال دارد که در فرايند کيهاني «دخالت کند»، يعني با آن به دو شيوه متفاوت رفتار نمايد؟ (بايد تأکيد کنم که من در استفاده از زبان «احتمالات [١]» در مورد افعال خداوند راحت نيستيم؛ گويي ما به نحوي مي توانيم خالق کيهان را در شبکه محاسبات خود قرار دهيم، چرا نبايد خداوند قادر جهاني بيافريند که در آن اهدافش در مورد همه مخلوقات جز انسان، به طريقي «طبيعي» متحقق گردد؟ اگر فرضاً کسي بتواند در اين جا از زبان احتمال پيشيني سخن بگويد – و من اصلاً مطمئن نيستم که بتواند - چنين کاري قطعاً او را از مسأله خلقت خاص دور مي کند. [٢]
چند نکته را بايد در مورد اين گفته روشن ساخت: اوّلاً، البته مسأله اين نيست که آيا راهي براي «محاسبه» احتمال اين که خداوند اين يا آن کار را انجام داده باشد، وجود دارد؛ در مورد چنين موضوعاتي ما حداکثر حدسهاي خامي مي زنيم. من اين سخن تلويحي مک مولين را ستوده ام که هر عقيده اي