جستارهايي در فلسفه دين - فتحی زاده، مرتضی - الصفحة ١٧٥
٢.تخلف آکادميک
مک مولين اشاره مي کند که علم آگوستيني، مرزهاي آکادميک معاصر را نقض مي کند؛ متکلم و دانشمند ممکن است بر سر اتهام تخلف آکادميک [١] به مشاجره منازعه بپردازند. با توجه به تشکيلات فعلي رشته هاي علمي، به نظر مي رسد که اين مشاجره صحيح باشد: علم آگوستيني، حداقل در آغاز، شامل اظهارات و دعاوي افراد درباره امور خارج از حوزه تخصصي ايشان مي شود. اين واقعيتي است که بايد آن را بسيار جدي گرفت. من خود به سبب آن که هنگام قلم زدن در اين حوزه ها گاهي از حوزه هاي تخصصي خود که فکر مي کنم احتمالاً با موضوع سخن مرتبط است، فراتر مي روم، شديداً احساس ناراحتي مي کنم.
امّا با وضعيت فعلي، اين نوع تخطّي، دست کم اگر قصد داتشه باشيم، درباره مباحث وسيعتر و اهميت نظريه اي همچون سناريوي عظيم تکامل، يا داروينيسم، يا TCA بينديشيم، اجتناب ناپذير است. ما بناچار از حوزه صلاحيت خود دور مي شويم؛ چنان که فولتويما، گولد و ديگران با اين ادعا که نظريه تکامل معاصر نشان مي دهد انسان طراحي نشده است، يا چنان که جي. جي. سيمپسون با اعلام اين امر که هيچ چيز از آن چه پيش از ١٨٥٩ درباره ماهيت انسان نوشته شده است ارزش خواندن ندارد، از حوزه صلاحيت خود دور شده اند. در اين جا براي بحث درباره مسائل مهم چاره اي نداريم جز آن که از حوزه صلاحيت خود پا را فراتر بگذاريم.
راه ديگر اين است که درباره اين موضوعات نينديشيم – يا اگر مي انديشيم – درباره شان سخن نگوييم يا ننويسيم. به نظر من اين اندارزي خطرناک
[١] Academic trespass